دوچرخه کلاس ندارد !
پدرم را همیشه با دوچرخه اش به یاد می آورم . گرچه سالهاست آن را کنار گذاشته و ماشین سوار شده اما من هنوزم همان طوری تصورش می کنم . خیلی از هم سن و سالهای بابام اون موقع دوچرخه سوار می شدند اما کم کم ماشین ها زیاد شدن و خیابانها تنگ . دوچرخه ای ها از میان ماشین ها می گذشتند و گاهی از ماشین سوارها فحش می شنیدند . این طوری شد که بابام و خیلی ها دیگه دوچرخه هاشونو کنار گذاشتن . خب فقط آدمای بی پول و بی ماشین دوچرخه سوار می شدند ... این روزهای اخیر که چند پایتخت اروپایی و آدمهای باکلاس و مرفه ای را که با دوچرخه رفت و آمد می کردند ، دیدم ؛ به حال خودمون افسوس خوردم . اگر لاین ها ی مخصوص دوچرخه ساخته می شدن . اگر فرهنگ دوچرخه سواری تبلیغ و حفظ می شد الان این قدر آلودگی هوا و بیماری های جسمی و روحی نداشتیم . کاش شهردارهایمان یکسری به آن ور آب بزنند ...
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22:11 توسط نوشینه
|