این روزها دست به هر کاری می زنم یکی پیدا می شه و می گه دیر شد .

میرم دنبال کار می گن ازت گذشته

میرم دنبال بیمه می گن سنت گذشته

لباس شاد می پوشم آینه بهم دهن کجی می کنه

به موهام گل می زنم بقیه نیشخند می زنن

انگار مدت زیادی از عمرم را در خواب بوده ام

که همه چی دیر شد

هر چند که برای خودم هیچوقت هیچ کاری دیر نیست

این روزها یکی از این دیر شده ها را فتح کردم

بقیه اش را هم فتح می کنم

حالا می بینی !