روزهای حسرت بار ما !
همه عمرمان شد همین روزهایی که می آیند و می روند و ما را با آرزوهایمان جا می گذارند . همین شب هایی که آه می کشیم و تمام می شود . آه برای حسرت هایمان : حسرت آزاد اندیشیدن ، بی واهمه حرف زدن ، گفتگوی بی تزویر ، حسرت دیدن صداقت ، راستی ، ایمان ، عشق ...
این روزها
این شبها
این عمر ماست که می گذرد
هر که او از همزبانی شد جدا بی زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونکه گل رفت و گلستان در گذشت نشنوی زان پس زبلبل سرنوشت
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:20 توسط نوشینه
|